تبليغاتX
تبليغات X
روز نوشته های یک فیلسوف تنها - چرت و پرت های من
 
احساس افسردگی تمام سلول سلول وجودم و کم کم داره پر می کنه نا امیدی ، غم و هزار کوفت و زهر مار دیگه ای اومده سراغم ...
بعضی وقت ها فکر می کنم ک چقدر پوچم ، چقدر بی مصرف ، و چقدر دست و پا چلفتی و تنبل ...
بعضی وقت ها از خودم بدم میاد چون نمی تونم جلوی هوس های افسار گسیخته خودم و بگیرم و یه جوری حس می کنم شبیه آدم های هرزه شدم ...
یه موقع های دیگه هم اینقدر رمانتیک و معنوی می شم کخ خودم هم باورم نمی شه ...
یه موقعی هم مثل حالا فکر می کنم که نویسنده خیلی قابلی هستم ...
داری به من می خندی ؟
خودم هم به افکار بچگانه درونم می خندم اما خنده تلخیه و از گریه عذاب آورتر ...
اما فقط می دونم که یکی و اینقدر دوستش دارم که تمام این بی قراری ها ، دل تنگی های درونم و بریزم یه گوشه و فقط به آینده روشنم فکر می کنم و راهی برای التیام دردهای چرکین کالبدم محسوب می شه ...
اما یه مواقعی اینقدر بی تفاوت می شم نسبت به حرف های آدم های عادی اطرافم که انگاری اصلا گوش ندارم و چیزی نمی شنوم و همین عدم توجه به دیگران باعث افسردگی شده ... چون یه جوری شبیه بقیه نیستم ، چون دارم خلاف جریان آب شنا می کنم و همین تفاوت هم خیلی وقت ها باعث امیدواری و حرکتم رو به جلو و آینده شده ...
شما هم می خوای من و نصیحت کنی ، یا حرف های آدم بزرگ ها رو به خوردم بدی ؟
هان ؟ ( می خوام تو نظرات این پست نظرت و صادقانه بدونم و ایکه چقدر حرف های من در نظر دیگران معقول و منطقی به نظر می رسه )
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386  توسط جواد امدادی  | 



ارسال ايميل خصوصي براي مدير وبلاگ
براي ارسال ايميل تمام فيلدهايي كه با علامت * مشخص شده اند مي بايست پر شوند و از متون فارسي استفاده نگردد و شايان ذكر است كه براي نظر در مورد پست هاي وبلاگ در قسمت نظرات پيام خود را وارد نماييد

نام و نام خانوادگي :*
پست الكترونيك :*
آدرس وبلاگ :*
موضوع :*
پيام شما :*
كد امنيتي :*